آیت الله العظمی صافی گلپایگانی از مراجع اعضما چند روز پیش با ارائه تحلیلی ژرف از شرایط جامعه دانشگاهی کشور و آسیب شناسی مشکلات دانشجویان عامل اصلی بروز چنین معضلاتی را مشخص کردند. ایشان همچنین به تبیین راه کاری برای برون رفت از این معضل پرداختند. در زیر بخشی از بیانات ایشان مندرج در روزنامه اعتماد به تاریخ : سه شنبه 28 مهرماه 88 به شماره 2081 را مشاهده می فرمایید:

که البته این موضوع جای بسیار شکر و سپاس از حضرت ایشان دارد که از چنین معضل عمیق ، پنهانی و چالش برانگیز پرده برداری کردند. که حداقل شخص بنده به عنوان کوچکترین و به درد نخور ترین عضو این جامعه عظیم از وجود چنین چالش خطرناکی در اعماق مفاهیم و ساختار های این جامعه غافل بودم که شاید این هم به دلیل خیل بیشمار مشکلات و دغدغه های سطحی و کاذب همچون ضعف علمی ، هزینه های گزاف تحصیلی ، نگاه های مغرضانه به دانشگاه و دانشجو ، آینده شغلی متزلزل و... که تا دیروز گمان می کردم که مشکلاتی بزرگ و اساسی هستند و ذهن بنده را به خود مشغول کرده بودند و مجال اندیشیدن به چنین ریشه عمیقی را از من ربوده بودند.
و اکنون بنده پس از خواندن این مطالب و آگاهی از این مسئله حاد که در خفا همچون موریانه در حال نابود کردن درخت تنومند علم در کشور بود و ساعت ها اندیشه بسیار خوشحالم، خوشحالم از این که لااقل دریافتم که خانواده ام تنها یک دغدغه راجع به بنده دارد که تا پیش از این می پنداشتم به دلیل تامین هزینه های تحصیلی ام ، امنیتم ، آینده ام و... در اضطراب و نگرانی هستند که این فکر کاذب مسموم باعث می شد همیشه در برابر آنها احساس شرم داشته باشم از این همه فشاری که به خاطر بودنم ، به خاطر دانشجو بودنم ، به آنها وارد می شود ولی اکنون از شادی در پوست خود نمی گنجم که این همه اشتباهی بیش نبوده و فهمیدم که علت اینکه چندین دانشجو و دانش آموز{پیشگیری بهتر از درمان} سالانه به دلیل هزاران مشکل که من پیش خود می پنداشتم، از ادامه تحصیل باز می مانند، آنگونه که من فکر می کردم نیست و فقط یک مشکل وجود دارد که آن هم ایشان با ارائه راه کاری حکیمانه و مدبرانه راه برون رفت از این معضل حاد معضل ساز را مشخص کرده اند که این خود جای شکر و سپاسی دو چندان از حضرت ایشان دارد.
در آخر می پندارم که ذکر این نکته نیز از بیانات عمیق و پر بار ایشان که به حق در توان هر کس نیست که این چنین مطالب عمیق و گسترده ای را در قالب چند جمله کوتاه بگنجاند خالی از لطف نباشد که به شخصه باعث تحییر و شعف فراوان در بنده شده که به گمانم تمامی خوانندگان این مطلب نیز احساس بنده را تصدیق بفرمایند و آن این است که شاخه عظیم و ناشناخته ای از علم وجود دارد و مادر بزرگ بنده با توجه به عمر گوهر بارش که دو چندان باد در این زمینه دکترا دارد که همین مسئله خود همواره از دوران کودکی باعث ناراحتی بنده بوده که شما چرا سواد خواندن و نوشتن ندارید که این همه کتاب های زیبا را بخوانید که بدین ترتیب این تشویش نیز مرتفع شد. البته در این میان تذکر این نکته حقوقی نیز ضروری می نماید که بدین تعبیر در حال حاضر کلیه خانم های محترم دو شغله محسوب شده و می بایست مالیات بیشتر پرداخت کنند.البته ایشان پیش تر نیز این مسئله را خاطرنشان کرده و از وزیر و وکیل و راننده "به ویژه اتوبوس" بودن بانوان انتقاد کرده اند و فرموده اند که اگر زنان ما بداند خانه داری و تربیت فرزندان چه ثواب و لذتی دارد هیچگاه به سمت این قبیل کارها که اصلا در شانشان نیست نمی روند!! و اکنون فهمیدم که معنی واقعی شعار حضور فعال زن در جامه به عنوان نیمی از اجتماع، که جوامع منحرف غربی شدیدا از آن دورند و زنانشان کالایند و گرفتار ابتذال، یعنی چه؟!!
ولی افسوس پس از آن ساعت ها اندیشه هنوز چند سوال در پستوی اندیشه ام آزارم می دهد که شیرینی ناکام مطالب بالا را از کامم زدود، که چرا پس از گذشت هفت دهه از ورود دانشگاه به ایران هنوز شاهد چنین اظهاراتی از چنین شخصیت های مطرح هستیم که نشان از برداشت اشتباهشان از دانشگاه دارد و این که آیا بهتر نیست بجای اینکه بخواهیم دانشگاه را در حصار اندیشه ها و سنت های ارتجاعی محصور کنیم تلاش کنیم که تمام جامعه به دانشگاهی بزرگ تبدیل شود و آیا صحیح است اکنون و در جامعه کنونی با وجود اینکه زن در شایستگی خود را در تعالی جامعه چه در دانشگاه و چه خارج از آن بارها به وضوح نشان داده چنین نگاه منحطی نسبت به او داشته باشیم ؟
البته در روزگار کنونی با این گستردگی دانشگاه نماها و دانشجونماها در مورد دانشگاه می بایست انتظار چنین نظراتی را هم داشت.
