خیلی خوشحالم که امروز (هرچند کمی دیر)اولین مطلبم رو توی این وبلاگ قرار می دم.افتخار می کنم توی وبلاگی عضوم که اینقدر پویا وفعاله .وبلاگ ما می تونه یه پنجره باشه .... رو به روی چه منظره ای بازبشه؟ خودتون میدونید.اون طرف پنجره یه بوم نقاشیه که نقوش زیبای رنگ رو ما روش پیاده می کنیم. ولی مهم اینه که با هم باشیم و به قول سهراب تنهایی تنها بشه. مطالب ما جویبارای کوچیکی هستن که اگه به هم بپیوندن رودخونه ی بزرگی میشیم....به امید روزی که دریا بشیم !!!...
بقیشو میسپرم به سهراب سپهری مرد اندیشه وخیال:
می رویید. در جنگل خاموشی رویا بود
شبنم ها برجابود
درهاباز*چشم تماشا باز* چشم تماشاتر* وخدا درهر آیا بود
خورشیدی در هر مشت*بام نگه بالا بود
می بویید.گل وا بود؟ بوییدن بی مابود*زیبا بود
تنهایی* تنها بود
نا پیدا* پیدا بود
او آنجا* آنجا بود ![]()
![]()
موفق باشید یاعلی
